خراب کردی مریم..
میخوای این سوالو از خودت چند بار دیگه بپرسی؟ خراب کردی دیگه..
نه این رسم دلدادگیت بود.نه مزد نازنینت بود.
بدون بد خراب کردی.
پر بودی؟ به درک.چرا مثه همیشه که دلت میلرزید تاب نیاوردی؟چرا انقد زود کم آوردی؟ بی مرام چرا تا این حد؟
میدونستی چه گل نازیه!! میدونستی چقد دل نازکه!! پس چرا رسم بی وفایی به جا آوری؟
تو که میدونسی چقد دلش بزرگه!! پس چرا با این حرفا پرش کردی؟
جرات داشتی میگفتی !!! میگفتی...
نه.
فایده نداره.دیگه با این حرفات سدشو قوی تر کردی فقط.
دیگه باورش میشه که نمیخوادت.
..
اشکالی نداره؟پس چی؟
آره.شکستی.بد جور شکستی. آخه بی مرام بد موقع ام شکستی.
بسه دیگه کثافت.
به این نمیگن دوست داشتن.نمیگن.
برو بمیر.
ناشناسی به اسم مری

+ روز جمعه 6 شهریور1388 ساعتشم 2:43 - مَریـمـت -- آهای!! واسه تو ـ ناز گلم!

